محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
398
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
مرغ به روغن گل زده و نيمگرم نموده طفل را بر آن نشاندن به نوعى كه اندر مقعد سرايت كند در ازالهء ورم و كوفت مقعد عجيب الاثر است به شرط تكرار . و غذا هر چه در اسهال گذشت بايد داد ، عند ارادهء قبض ، حسب مراعات مزاج . تولد الديدان بايد دانست كرم كه در شكم پيدا مىشود بيشتر از مادهء بلغم تكوّن مىيابد و آن چهار قسم است : يكى دراز ، كه مسمى است به حيات و اين قسم در امعاى عليا حادث مىگردد و باشد كه تا يك ذراع بود طول او . دوم آن كه مشابه بود با تخم كدو و لهذا آن را حبّ القرع گويند و تولد او اكثر در معاى اعور و قولون مىباشد و يكى عقب ديگر پيوسته بود سلسله مانند . سوم آن كه گرد بود ، لهذا مسمى است به مستدير و اين نيز در اعور و قولون حادث مىگردد . چهارم آن كه خرد بود مشابهء كرم كه در سركه افتد و اين قسم مسمى است به دود ، بر سبيل تسمية الشيء باسم العام يعنى اگرچه من حيث العموم اطلاق دود بر سائر اقسام مىشود ليكن اين نوع خاصة بدين اسم مسمى گشته و تولد آن در معاى مستقيم است و اكثر در نواحى مقعد مىباشد و باشد كه حوالى سفره را بخورد و متقرّح سازد . و اگرچه تولد جمله اقسام اربعه در اطفال مىشود ، ليكن آنچه اكثر مىافتد همين قسم است و بعد آن حيات و بعد آن قسمين اخيرين . و قلّت تولد حب القرع و مستديره در صبيان بنا بر آن است كه تكوّن اينها از مادهء مائل به يُبس مىباشد و حصول اينچنين ماده در صبيان بعيد است . علاج : در حيات ، شيح ارمنى در شير آميخته بدهند به قدر حاجت . و اگر احتياج باشد ، افسنتين و برنج كابلى و مرارة البقر و شحم الحنظل بر شكم ضماد نمايند . و در ديدان بگيرند راسن و عروق الصفر از هر يك جزوى ، شكر برابر همه به قدر حاجت همراه آب بدهند و حنا و موم با هم سرشته شياف سازند و پس از لحظه مقعد او را مقابل چراغ بدارند و كنارهايش همىكشند و بخارند به انگشت و هر كرمى كه ظاهر شود بگيرند . و بدانند كه زيت الانفاق در اخراج سائر اقسام دود سود دارد و بخورند يا بر مقعد مالند و از اغذيه بلغم افزا مرضعه را و طفل را اجتناب فرمايند . و موم در روغن گل ، يا در روغن نفط ، گداخته ، بيرون و درون مقعد چرب دارند كه منع خوردن كرم و خاريدن آن محل مىكند . و نارجيل با شكر خورانيدن بالخاصية نفع دارد . خروج المقعد بايد دانست كه چون اعضاى اطفال بنا بر غلبهء رطوبات ضعيف مىباشد ، مرض مذكور به ايشان بيشتر مىافتد ، خصوص بعد اسهال و زحير . علاجش آن كه قشور رمان و آس رطب و جفت بلوط و درد يابس و قرن ابل محرّق و قرطاس شبّ يمانى و ظُلف مَعز و جلنار و عفص ، جمله برابر بگيرند و در آب بسيار بپزند ، تا قوت ادويه در آب برآيد ، پس آبزن كنند ، يعنى طفل را در آن نشانند و بايد كه طبيخ نيمگرم باشد تا اثر بيشتر كند . و اگر چرم غربال كهنه بسوزند و باريك ساخته بر آن محل پاشند به دفعات ، نفع كلى دهد . و اگر طفل ذى هوش بود دوا را چون برنهند بفرمايند تا بر سبيل جذب ، عضو مخصوص را اندر كشد و گرنه به اعانت دست اندر كنند . بعد استعمال دوا و آنجا كه به سبب ورم و جز آن ادخال او متعسّر باشد ، نخست با موم روغن مناسب آن را چرب نمايند